خرید بک لینک
غزلی عرفانی و سیاسی دردا اگر نبینم من خاک کربلا رااز کف دهم یقینا دُرِّ گرانبها را شب تا سحر طلب کن از بارگاه باریشاید که باز بوسیم ما شاه نینوا را هرگز ندارد ارزش دنیای فانی ایدلالا نظر نماید شاهنشهی گدا را در محفل رفیقان گفتم که ای رقیبانزینب به روز محشر شافی بود شما را یارب بحق زهرا خواهم ز بارگاهتروزی جمع ما کن دیدار مه لقا را دستم ز بارگاهش کوتا بُوَد چه باکمآری، برد به آنجا عباس جمع ما راای سالک طریقت بشنو تو این حقیقتگر شیعه ی امیری بر کن ز دل هوی را خوش باد ای رفیقان در این جهان فانیآنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:58

قنبرنامه "او علی هست و من او را قنبرم" این نصیحت باز هم تاخیر شدرزق ما ز این مثنوی تقدیر شد صادقانه گفته آمد مثنویناصحان گفتند، باشد معنوی تا که از انسان حکایت می کنماصل مقصد را روایت می کنم اصل مقصد اصل راه انبیاستغیر از این ره هر ره دیگر خطاست اصل مقصد جنت الاعلی بودرهبر این ره علی مولا بود رو در این ره تا ترا دقیق کنندتا دلت را سوی حق مایل کنند مقصد انسان کمال است و کمالآدمِ جامع نمی یابد زوال مقصد انسان بسوی وحدت استمستی ما از سبوی وحدت است ما می مینای احمد خورده ایمباده از جام محمد خورده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:58

گلستان غديرباز شد گل در گلستان غديرنغمه زد بلبل به بستان غديرتا نگاه گرم حيدر باز شدنور باران شد شبستان غديرزندگي گرم است تا روز ابداز رخ خورشيد تابان غديرحق تعالي كرد نازل از ازلآيه«اليوم» در شأن غدير«احمدا» ابلاغ كن امر مرامصطفي بر بند پيمان غديرگشت كامل نعمت دين خدابي گمان از فيض باران غديرمن الفباي ( ولا ) آموختماز محمد در دبستان غديردر قيامت قامتش چون سرو بادهر كه ميزان شد به بستان غديركي گزد لب را به هنگام جزا آن كه دارد نور ايمان غديرما همه موريم و با امر خدا مرتضي باشد سليمان غديريا علي دست مرا كوته مكن جان زهرايت ز دامـان غدير«ناصحا» اكسير شادي را بزن بر مس جان در بيابان غديراحمد رضا احمدي (ناصح گلستاني) + نوشته شده در  ساعت &nbsp توسط   |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 13:18

✅سروده ای در سوگ شهیدِشهیر،آیت الله دکتر رئیسی رضوالله تعالی علیه، یک کسی آمد جهان را مات و حیران کرد و رفت خدمت مخلوق کرد و راز پنهان کرد و رفت گرچه در آفاق و عالم، او "رئیسی" نام داشت بی هیاهو خدمت خود را نمایان کرد و رفت من بچشم خویشتن دیدم که آن زهرا نَسَب عزم خود را جانب خیل شهیدان کرد و رفت گوئیا آن بت شکن میراث ابراهیم داشت کافری را می شناسم کو مسلمان کرد و رفت هرزه گویان بیسوادش خوانده بودند و ولی او دعا بر آن گروه هرزه گویان کرد و رفت شک ندارم چون بهشتی صادق و مظلوم بود خار چشم خیل شیطان؛ رَجم شیطان کرد و رفت آن خدا مردی که الهام از شهیدان می گرفت چون شهیدان عزم وصل حی سبحان کرد و رفت بود دائم در پی جلب رضای ایزدی جایگاه خویش را چون باغ و بستان کرد و رفت خادم شاه خراسان " ناصحا " بس بے امان یک نگاهی سوی سلطان خراسان کرد و رفت احمدرضا احمدی " ناصح گلستانی" بابل_ http:// alborzegolestan.ir/?p=77579 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:54

دقایقی در زیر پای حضرت رضا علیه السلام جلوس کرده و زمزمه داشتم که حاصل آن لحظات، غزلی شد که فی البداهه سروده شد.[بنما هویدا مهر پر تکرار خود را]آیا شود اینجا ببینم یار خود راآیا شود بینم رخ دلدار خود راکوهی ز غم در سینه و بر دوش دارممی خوانم اینجا دمبدم غمخوار خود رادارالشفا باشد حرم؛ مولا طبیبشمولای من دارد نظر بیمار خود رامن شاعرم، ممدوح شعرم هشت و چارستتقدیم مولا می کنم اشعار خود رارازی میان عاشق و معشوق باشدعاقل کجا افشا کند اسرار خود راباشد "امام هشتمین" معیار عشقممدح و ستایش می کنم معیار خود رادر زیر پای حضرتش"ناصح"چنین گفت:آیا شود اینجا ببینم یار خود را ؟مجنونِ لیلایم در این شهرِ مقدساز من چرا پنهان کند رخسارِ خود رایا ضامن آهو مرا دریاب دریاببنما هویدا مهر پر تکرار خود رااحمدرضا احمدی"ناصح گلستانی"مشهد مقدس/زیرپای حضرت رضا علیه السلام۱۴۰۳/۱/۲۵پ.ن:کرامت رضویهبلطف حضرتش کرامت رضویه شامل حالم گردید و در فرصت کمتر از بیست و چهار ساعت ، در ناباوری تمام ضمن اینکه از سوی یکی از خدام افتخاری که لباس مقدس روحانی برتن داشت مورد تفقد و استقبال قرار گرفتم؛ متواضعانه در حالی که معانقه ای با من کرد خبر دعوتی حضرت رضا علیه السلام را نوید داد و ضیافت شام بعنوان صله آن صاحب کرامت حواله گردید و شام را در مضیف خانه یا همان مهمانسرای حضرتی در صحن غدیر، متنعم شدم که لذت بهشتی آن طعام در جانم نشست.۱۴۰۳/۱/۲۵ + نوشته شده در  ساعت &nbsp توسط   |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:39

محمدسعید میرزایی.مگر در ساعت رفتن دلم جا مانده بود اینجاکه از پی کفشدارانش مرا خواندند زود اینجا ؟.سلامم را که پیش از لب گشودن در جواب آمد ؟دخیلم را چه کس پیش از گره بستن گشود اینجا ؟.نمازم را که پیش از بستنِ قامت ، امامت کرد ؟دعایم را که پیش از عرض حاجت ها شنود اینجا ؟.چو خیل زائران خاکی اش در آمد و شدهاملک شانه به شانه در فرود و در صعود اینجا.ولایت چشمه ای دارد که در این خانه باید دیدکرامت معدنی دارد که باید آزمود اینجا.هدایت کوکبی دارد ، از این مشرق شده طالعنبّوت موکبی دارد که می آید فرود اینجا.تو در بازار دل چشمی مهیّا کن چه می دانیبه هر آیینه چندین جلوه خواهد رو نمود اینجا ؟.تو همّت خواه از این سلطان که در حاجتْ روایی هاازل را تا ابدها نیست رنگِ دیر و زود اینجا.به درگاهی که تمهیدِ طلب موقوفِ سلطان استکه می پرسد که هست آنجا ؟ که می داند که بود اینجا ؟.به جوش آورده سیبستانی از عطر شهید خوددل انگورها را خون کند سکر شهود اینجا.قرار اینجاست یار اینجاست کار اینجاست بار اینجاکرم اینجاست لطف اینجاست فضل اینجاست جود اینجا.نیاز اینجاست نذر اینجاست عُذر اینجاست اِذن اینجادکان اینجاست دخل اینجاست نقد اینجاست سود اینجا.چنان جان های پاک انبیا صف بسته بر این درکه آدم دارد از خاتم تقاضای ورود اینجا.مسیح اینجا کلیم اینجا خلیل اینجاست نوح اینجاشعیب اینجاست شیث اینجاست لوط اینجاست هود اینجا.سلیمان را از این دریا مگر پیدا شد انگشترلب داود را داده ست مرغانِ سرود اینجا.منم مور و سلیمانم به لطفش کرده مهمانموگرنه من که می دانم که جای من نبود اینجا.مگر شمعی شوم در گوشه ای از این حرم ، گریانکه جز با اشکِ عجز ، آیینه ای نتْوان فزود اینجا.شفایم می دهی با دست های روشنت ، آنجابه خاکت میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:39

علی باشد در این دنیا و آن دنیا، میزانمبنام حیدر کرار؛ آری عنبر افشامبنام او ز جا بر خاستم در کودکی؛ آری !چو نامش می برم خیل ملک گردندمهمانمدرین گلشن سرا با نام حیدر نغمه می سازمو تنها یا علی می گویم و خندانِ خندانمبلاغت و امدار حضرت مولا علی باشدخدا را شاکرم؛ باشد علی استادِ عرفانمیتیمی در میان کوچه ی کوفه چنین می گفت:علی با دست خود می داد برمن لقمه نانمصدایی می رسد از مسجد کوفه هنوز؛ آریقسم به خالق کعبه که من از رستگارانم*به محشر غم ندارم "ناصحا" زیرا علی دارمچو هستم با علی، آتش نمی گیرد، گریبانمبفریادم بِرَس یا مرتضی در وقت جان کَندنبه بالینم در آ ؛ یک لحظه ای ای شاه و سلطانماحمدرضا احمدی"ناصح گلستانی" ۱۴۰۳/۱/۱۹پاورقی *:ابن قتیبه دینوردی می گوید:امام علی (ع) پس از آنکه در سحر ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری قمری شمشیر زهرآلود ابن ملجم فرق مبارکش را شکافت، فرمود: فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه یعنی به پروردگار کعبه سوگند، رستگار شدم. لینک دیوان ناصح گلستانی https://eitaa.com/joinchat/172163488C10de957c6d + نوشته شده در  ساعت &nbsp توسط   |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: يکشنبه 19 فروردين 1403 ساعت: 5:09

نیست یک لحظه که از یاد تو غافل گردم*۱لطف کن تا که در این وادیه کامل گردم*۲عارفان نیمه شب تا به سحر بیدارند*۳شود آیا که منم عارف واصل گردمدست مهر تو اگر از سر من دور شودشک ندارم به جهان عاطل و باطل گردمیا رب این وقت سحر از تو مدد میخواهمکه به تسبیح و مناجات تو قابل گردملطف فرما که بدریای پر از موج و خطرایمن از هر خطری تا لب ساحل گردمعاقل آن است که از عشق تو سر خوش باشد عاشقم! کن مددی عاشق عاقل گردم"ناصحا"هر نفسی مسئله ای آید پیشای خوش آن روز که حلال مسائل گردماحمدرضا احمدی"ناصح گلستانی"۱۴۰۳/۱/۱۵۲۳ماه مبارک رمضان۱۴۴۵علی آباد کتولپ.ن*۱:آیه تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً. اسراء/44ترجمه:آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند همه تسبيح او مىگويند و هيچ موجودى نيست، جز آنكه تسبيح و حمد او مىگويد، ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد، او داراى حلم و آمرزنده است.*۲: وادیه به معنای ظرف مکان و در عرفان مسیر سیروسلوک عارفان است.*۳: يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿۱﴾اى جامه به خويشتن فرو پيچيده (۱) قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۲﴾به پا خيز شب را مگر اندكى (۲) نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿۳﴾نيمى از شب يا اندكى از آن را بكاه (۳).مزمل/۱_۳ + نوشته شده در  ساعت &nbsp توسط   |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: يکشنبه 19 فروردين 1403 ساعت: 5:09

پاجوش ها سرمایه محسوب می شوند آنها را ارج نهید، جلوی رشد کاذب کدو بن های اطرافتان را بگیریدناصح گلستانیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1402 ساعت: 14:19

اندیشه سرای ناصح گلستانی:ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 12:48

شادروان حاج محمّدتقى براتى ـ در سال 1320 شمسى ـ در شهر مقدس قم ـ در خانواده اى روحانى ـ چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم حجة الاسلام شيخ مهدى براتى بود که در كسوت روحانيت و به كار وعظ و تبليغ اشتغال داشت.وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به انجام رسانید و قبل از آنکه به شعر و شاعری بپردازد، اشعار بزرگان شعر و ادب را که در مدح و منقبت و مرثیت اهلبیت عصمت و طهارت "علیه السلام" سرودهاند، با صدای خوشی که داشت میخواند و چون از حافظهای قوی برخوردار بود، در این رهگذر توفیق بیشتری نصیبش گردید و در سال 1342 به عضویت کانون ولی عصر(عج) که به سرپرستی حجة الاسلام شیخ حسن نوری اداره میشد درآمد و پس از آن به انجمن ادبی محيط قمی، که به مدیریت شاعر گرانمایه استاد محمدعلى مجاهدی (پروانه) تشکیل میشد، راه یافت.براتی میگوید : "اولین شبی که به انجمن ادبی محیط رفتم، مصادف بود با اینکه خانم آقای مجاهدی نوزادی پسر به دنیا آورده بود و من نخستین شعری که فی المجلس سرودم، بدین مطلع بود:اندر شب آدینه به صد شادی و شوردر بزم ادیبان سخن سنج و فکوراین آغاز کار شاعری من بود و در همین انجمن بود که هر هفته مطروحهای داده میشد که مجبور میشدم مطروحه را بسازم و بخوانم."وی شاعری بااخلاص نسبت به ائمهی اطهار علیه السلام بود و اشعارش نیز بیشتر در منقبت و مرثیت خاندان پیامبر اسلام "صلی الله عليه و آله" بود که سرانجام در سال 1375 چشم از جهان فروبست و به سرای باقی شتافت و پیکرش در گلزار شهدای علی بن جعفر (ع) در قم به خاک سپرده شد.روحش شاد و یادش گرامی باد.بهشت روى زمين است گلسِتان بقيع فراز عرش برين است آستان بقيع گرت هواست كه تسبيح قدسيان شنوى بيا به محفل پرسوز عاشقان بقيع ─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─(بقعهی نور)آتش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 12:48

تو جان منی و برتر از جان، هستی
ای ماه چرا ز دیده پنهان، هستی

من مورم و فضل و کرم و جود تراست
در باور من تو خود سلیمان، هستی

احمدرضا احمدی
"ناصح گلستانی"
سحرگاه چهارشنبه
۱۴۰۲/۱۱/۴
علی آبادکتول

+ نوشته شده در  ساعت &nbsp توسط   | 

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1402 ساعت: 14:59

انتخابات در شرایط کنونی؛حق،تکلیف ولبیک به استنصار ولی خدااحمدرضا احمدی"ناصح گلستانی"بی گمان در سالهای اخیر، جنگ ترکیبی تمام عیاری را از سوی براندازان، باحمایت اتاق های فکر و اندیشه ورز غربی صهیونیستی را شاهد هستیم.از جمله میادینی که دشمن در حال آرایش، سازماندهی و اجرای عملیات نرم، علیه جمهوری اسلامی است، میدان سرنوشت ساز انتخابات است.اگر دوران دفاع مقدس، جنگ در دو نقطه جغرافیایی جنوب و غرب کشور متمرکز بود و دشمن بدنبال تسخیر خرمشهر،اهواز،سنندج و ... بود اما امروز بدنبال حتی تسخیر وجب به وجوب ایران عزیز از دورترین نقطه مرزی تا پایتخت است و تنها حربه ی او هم در این شرایط، عدم حضور مردم در انتخابات است تا اینکه نتیجه انتخابات به حداقل برسد و از آن به بهره های تبلیغی خود دست بیابد.به نظر راقم این سطور، حضور در میدان انتخابات برای هر ایرانی که به استقلال،آزادی و عزت و سربلندی ایران می اندیشد، "هم حق و هم تکلیف" است.شرکت در انتخابات "حق" آحاد ملت است تا آنرا استیفاء کنند و سرنوشت خود را رقم زده و به سربلندی و اقتدر ایران در بعد"جمهوریت" آن بیفزایند.و از دیگر سو، شرکت در انتخابات"تکلیف" است زیرا برای استقرار و استمرار نظام اسلامی حدودسیصدهزار نفر انسان مجاهد، خون خود را پای درخت نظام ریخته و ایثار و فداکاری کرده اند و بدرجه رفیع شهادت نائل آمده اند و پرواضح هست که آحاد ملت در قبال این خونها مسئولیت انسانی،وجدانی و شرعی دارند.نکته قابل دقت و تامل این که؛ علاوه بر منطق پیشگفته؛ با عنایت به این که دو جبهه حق و باطل در یک نبرد سخت اما نامتقارن با ابزار قوی پروپاگاندای رسانه ای از سوی دشمنان ایران اسلامی را شاهدهستیم، بصیرت ایران_اسلامی ایجاب می کند با همه قدرت و اقتدار، سیلی محکمی به دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1402 ساعت: 14:59

تقدیم به مولای رأفت و مهربانی حضرت امام هشتم علیه السلام

من عاشقتم بدین مقامم، فخرست
گلبوسه به خاک تو مدامم،فخرست

هر روز آگر به تو سلامی بدهم
والله قسم بدین سلامم، فخرست

احمدرضا احمدی
"ناصح گلستانی"
بابل،۱۴۰۲/۱۱/۱۴

+ نوشته شده در  ساعت &nbsp توسط   | 

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1402 ساعت: 14:59

گمگشته من تویی و من دربدرتخواهم که شوم من ز غلامان درتپیرم، ولی جوان شوم آن روزیکز لطف و کرم مرا بگیری به برتاحمدرضا احمدیناصح گلستانیعلی ابادکتول۱۴۰۰۲/۹/۲۸دیوان ناصح گلستانیhttps://eitaa.com/joinchat/172163488C10de957c6d + نوشته شده در  ساعت &nbsp توسط   |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 19:16

صفحه بندی