غزلی عرفانی و سیاسی دردا اگر نبینم من خاک کربلا رااز کف دهم یقینا دُرِّ گرانبها را
شب تا سحر طلب کن از بارگاه باریشاید که باز بوسیم ما شاه نینوا را هرگز ندارد ارزش دنیای فانی ایدلالا نظر نماید شاهنشهی گدا را در محفل رفیقان گفتم که ای رقیبانزینب به روز محشر شافی بود شما را یارب بحق زهرا خواهم ز بارگاهتروزی جمع ما کن دیدار مه لقا را دستم ز بارگاهش کوتا بُوَد چه باکمآری، برد به آنجا عباس جمع ما راای سالک طریقت بشنو تو این حقیقتگر شیعه ی امیری بر کن ز دل هوی را خوش باد ای رفیقان در این جهان فانیآن
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
قنبرنامه "او علی هست و من او را قنبرم"
این نصیحت باز هم تاخیر شدرزق ما ز این مثنوی تقدیر شد صادقانه گفته آمد مثنویناصحان گفتند، باشد معنوی تا که از انسان حکایت می کنماصل مقصد را روایت می کنم اصل مقصد اصل راه انبیاستغیر از این ره هر ره دیگر خطاست اصل مقصد جنت الاعلی بودرهبر این ره علی مولا بود رو در این ره تا ترا دقیق کنندتا دلت را سوی حق مایل کنند مقصد انسان کمال است و کمالآدمِ جامع نمی یابد زوال مقصد انسان بسوی وحدت استمستی ما از سبوی وحدت است ما می مینای احمد خورده ایمباده از جام محمد خورده
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
تقدیم به مولای رأفت و مهربانی حضرت امام هشتم علیه السلام
من عاشقتم بدین مقامم، فخرست
گلبوسه به خاک تو مدامم،فخرست
هر روز آگر به تو سلامی بدهم
والله قسم بدین سلامم، فخرست
احمدرضا احمدی
"ناصح گلستانی"
بابل،۱۴۰۲/۱۱/۱۴
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی