دقایقی در زیر پای حضرت رضا علیه السلام جلوس کرده و زمزمه داشتم که حاصل آن لحظات، 1 شد که فی البداهه سروده شد.
[بنما هویدا مهر پر تکرار خود را]
آیا شود اینجا ببینم یار خود را
آیا شود بینم رخ دلدار خود را
کوهی ز غم در سینه و بر دوش دارم
می خوانم اینجا دمبدم غمخوار خود را
دارالشفا باشد حرم؛ مولا طبیبش
مولای من دارد نظر بیمار خود را
من شاعرم، ممدوح شعرم هشت و چارست
تقدیم مولا می کنم اشعار خود را
رازی میان عاشق و معشوق باشد
عاقل کجا افشا کند اسرار خود را
باشد "امام هشتمین" معیار عشقم
مدح و ستایش می کنم معیار خود را
در زیر پای حضرتش"ناصح"چنین گفت:
آیا شود اینجا ببینم یار خود را ؟
مجنونِ لیلایم در این شهرِ مقدس
از من چرا پنهان کند رخسارِ خود را
یا ضامن آهو مرا دریاب دریاب
بنما هویدا مهر پر تکرار خود را
احمدرضا احمدی"ناصح گلستانی"
مشهد مقدس/زیرپای حضرت رضا علیه السلام
۱۴۰۳/۱/۲۵
پ.ن:
کرامت رضویه
بلطف حضرتش کرامت رضویه شامل حالم گردید و در فرصت کمتر از بیست و چهار ساعت ، در ناباوری تمام ضمن اینکه از سوی یکی از خدام افتخاری که لباس مقدس روحانی برتن داشت مورد تفقد و استقبال قرار گرفتم؛ متواضعانه در حالی که معانقه ای با من کرد خبر دعوتی حضرت رضا علیه السلام را نوید داد و ضیافت شام بعنوان صله آن صاحب کرامت حواله گردید و شام را در مضیف خانه یا همان مهمانسرای حضرتی در صحن غدیر، متنعم شدم که لذت بهشتی آن طعام در جانم نشست.۱۴۰۳/۱/۲۵
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی